ثبت خاطرات رهام

1

رهام عزیزم در مهمونی

رهام جون 14دي ماه رفته بودیم مهمونی محمد کیان اولین جشنی بود که رفتی عزیزم کلی مهمونی رو دوست داشتی و پسر خوب و آرومی بودی عزیز دلم و کلا سرگرم بادکنکها و نور بودی الهی قربونت برم مامانی  ...
17 دی 1396

غنچه خونه ما

پسر گلم وقتی اومدی دنیا همش لبات و غنچه میکردی 2ماه اول بیشتر وبعد کمتر شد کم کم اسم شما از رهام به غنچه تغییر کرد قربون غنچه خودم برم ...
11 دی 1396

یلدات مبارک گل من

گل من اولین باری بود که در بلندترین شب سال پیش ما بودی امشب میتوانستم یک دقیقه بیشتر دستهای گرما بگیرم امشب میتوانستم یک دقیقه بیشتر به چشمهای مهربانت خیره شوم ممنون گل من که پیش ما بودی .امسال تو هندونه خوشمزه ما بودی کلی با تو امسال به ما خوش گذشت قربون هندونه قشنگ خودم برم  ...
9 دی 1396

یک عمل کوچولو

عزیزم در تاریخ 22اذر ماه ساعت 5بود برديمت ختنه ات کنیم که چقدر برامون سخت بود ولی باید ميبرديمت الهی عزیزم وقتی گریه کردی من و بابا چقدر  ناراحت شدیم ا ون روز حسابی 2ساعت گریه کردی و بعد ساکت شدی و پسر خوبی بودی  ...
9 دی 1396

رهام در اتلیه

این عکسو با بابایی برديمت آتلیه خیلی پسر خوبی بودی آروم تا خانم عکاس ازت عکس گرفت برای خودت بازی میکردی و ژست های خوشگل می گرفتی ای جونم  ...
8 دی 1396