ثبت خاطرات رهام

1

راه جدیدو کار جدید

قربونت برم جدیدا دیگه یک جا نمی مونی و برا خودت تو کل خونه میچرخی جدیدا که راه آشپزخانه رو یاد گرفتی تا من میرم پشت سرم میای آخه قربونت برم هی من میزارمت بیرون هی شما میای تو کار جدیدی هم که یاد گرفتی دست زدنه بهت میگم دست دستی برامون دست میزنی و بهت میگم رهام دست بده دستتو دراز میکنی قربونت برم امروز ساعت ۸صبح بیدار شدی و منم بیدار کردی البته با روی خوش و خنده وجدیدا صداهایی از خودت در میاری انگار داری با من صحبت میکنی  ...
30 خرداد 1397

۸ ماهگی رهام

 روزها آمدند و رفتند تا اینکه تو ۸ماهه شدی روزهایی که پر بود از لحظه های ناب لحظه هایی که جاودانگی دارد در خاطر من میخواهم بیشتر از این لذت ببرم از حضور تو میدانم که روزی دلتنگ همین امروز میشوم دلتنگ ۸ماهگیت رهام جان ۱۱خرداد شما هشت ماهه شدی و حالا توجه بیشتری به اشیا داری ودلت میخواهد جهان هر چیزی را کشف کنی و حالا شما در حال تلاش هستی برای گوگله کردن و هر روز تلاش میکنی که روی زانو هایت بری جلو ولی میافتی و ناراحت میشی کار جدیدی هم که یاد گرفتی میگیم رهام دست بده و دستت رو میاری جلو قربونت برم و عکس ۸ماهگیت را به اتله بردمت هر وقت آماده شد برات میزارم 
17 خرداد 1397

اولین مسافرت

دیروز به همراه بابا حسن و مامان زهره و عمه مونا راهی سفر شدیم که عمه مونا رو به فرودگاه برسونیم چون می خواست بره اکراین شما واقعا پسر خوبی بودی واصلا تو ماشین اذیت نکردی و کلی بهمون خوش گذشت و شاممون هم تو فرودگاه خوردیم و برا شما یه دونه نون سفارش دادم و همینطور که تو عکس مشخصه کلا میزو با نون یکی کردی بعد به خونه مرضی جون کرج رفتیم که اونجا هم اولین بارت بود که رفتی مرضی و جون دایی بهرام از دیدن شما خیلی خوشحال شدن و کلی ذوق کردن و ما قراره که چند روزی اینجا بمونیم گل قشنگم  ...
12 خرداد 1397

برکت خونه

رهام جونم جدیدا یاد گرفتی هر چی که میخوای پشت سر هم میگی اگا اگا این کلمه رو هر روز تکرار میکنی و الان یاد گرفتی خودتو رو زمین به سمت جلو میکشی تا چند روز پیش که نمیتونستی بری به سمت جلو هر چی می خواستی و نمیرسیدی بهش سریع گریه میکردی ولی الان خودت تلاش میکنی ک بری برش داری پسر گلم وجودت توی خونه برکت برای ما همین که میبینیمت برا خودت این ور و اون ور میچرخی یا خودتو میکشی جلو با اسباب بازیات بازی میکنی و برا هر بار غذا خوردن کلی کثیف کاری در میاری خدا رو صد هزار بار شاکریم به خاطر وجودت دوستت داریم از صمیم قلب ...
6 خرداد 1397

پاسخ دوستان

خیلی از دوستان زحمت میکشن و برای ما نظرات خودشون ارسال میکنن ولی من نمیتونم جواب بدم هیچ جوره قسمت پاسخ دهی روشن نمیشه ببخشید شرمنده اگر در این باره کمکی میتوانید بکنید ممنون میشم 
5 خرداد 1397

رهام ماشین سوار

آقا رهام عزیز یکی از وسایلی که این روزها حسابی با اون سرگرم میشی ماشینت بابایی میزازتت توش و شما کلی کیف میکنی هرشب بازی تو وماشینت شده مشغولی تو بابایی البته بگم  به بابایی هم کلی خوش میگذره چون با کنترل ماشین شما و هدایت می کنه قربونت برم پسر گلم  ...
4 خرداد 1397

جگری در جگرستان

امشب شام بابایی ما رو مهمون کرد وبرد جگرستان و شما کلا میزو بهم زدی و ما به راحتی نتونستیم بخوریم و از آنجایی که شما خیلی دوست داشتنی هستی یک آقایی که اونجا بود کلی از شما خوشش اومد و هدیه ای به شما داد و گفت من خیلی از گل پسرتون خوشم اومده و این هدیه رو میدم برا یادگاری به پسرتون    ...
1 خرداد 1397
1