ثبت خاطرات رهام

1

تولد یک سالگی

اصلا نفهمیدم چطوری یک سال گذشت یک سال پر از چالش پر از روزهایی که تصورش هم نداشتم شیرینی داشت سختی هم داشت ولی خیلی لذت بخش بود عاشقانه دوستت داریم رهامم هر روز خدا را شکر میکنیم به خاطر داشتنت ۱۱مهرسال ۹۶ ساعت ۳:۳۰صبح پسرم به دنیا اومد قشنگ ترین تاریخ و زمان برا ما همون روز وهمون ساعت پسرم برات دیروز حشن تولد گرفتیم تولدت مبارک باشه گل پسرم انشالا همیشه موفق و سر بلند باشی همیشه باعث افتخار ما باشی خیلی دوستت داریم. 😘😘 ​​​​​​رهامم یکم روز تولدت کلافه بودی و نتونستیم عکسای خوبی بگیریم  ...
14 مهر 1397

واکسن ۱۲ماهگی

امروز صبح مثل روزهایی که واکسن داشتی با استرس بیدار شدم سریع کارامو کردم ولی آهسته آخه خواب بودی تا ۱۱خوابیدی انگار میدونستی میخوام بریم واکسن بزنیم امروز دیرتر از همیشه بیدار شدی و قتی بیدار شدی صبحونتو دادم وحاضر شدیم و رفتیم عزیز دلم وقتی واکسنتو زد یک گریه کوچولو کردی وبعد شروع کردی شیرین کاری تا الان که خدا رو شکر حالت خوبه و داری بازی میکنی عزیز دلم  ...
11 مهر 1397

شیطون خونه

رهام جونم خونمون یدونه گلدون داریم که خیلی دوست داری دست تو خاکش کنی و برگاشو بکنی ولی از آنجایی که مامانی مواظب و نمیزاره این کارو بکنی و راهشو با بالش بستم امروز تونستی و راه رو باز کردی و به گلدون خودتو رسوندی وقتی رسیدی دستتو تو خام کردی و خیلی خوشحال از اینکه به گلدون رسیدی و چون میدونی میام میبرمت منو نگاه میکنی و میخندیدی قربون شیطون خودم برم  ...
4 مهر 1397
1