رهامرهام، تا این لحظه: 9 سال و 17 روز سن داره

ثبت خاطرات رهام

تولد ۶سالگی رهام

یلدا ۹۷

رهام جونم دومین یلدات مبارک  یلدا امسال خونه خاله رویا دعوت بودیم خیلی بهمون خوش گذشت دیشب وقتی رفتیم خونشون شما خواب بودی تا بردمت رو تخت بزارمت متوجه شدی که رفتیم مهمونی دیگه بیدار شدی و خیلی خوشحال شدی و کلی بازی کردی و رقصیدی شب ساعت یک خوابیدی و تا دوازده امروز خواب بودی آخه خیلی خسته شدی  قربونت برم که هر چی از شیرین کاریات بگم کم گفتم  ...
1 دی 1397

گردش با دوستان

چند روز پیش با دوستان  مامانی رفتیم شاندیز حاجی رهام نزاشتی مامانی اصلا بشینه من فقط شمارو نگه داشتم ولی از آنجایی که مامانی دوستاشو چند سال بود ندیده بود موندیم و خوش گذشت   ...
9 آذر 1397

۱۳ماهگی رهام جونم

رهامم۱۳ماهه شدی گلم جدیدا ازت می پرسیم رهام ساعت چنده سریع میگی ده قربون اون ده گفتنت برم تا میگم الو سلام دستت و میبری کنار گوشت میگم رهام هاپو چی میگه میگی هاپوووو رهام جدیدا بازبونت یه بازی هایی میکنی دل مارو آب میکنی شیرین من بازبونت میگی للوللو قربونت برم هر چه روزها میگذره وابستگیت نسبت به من. خیلی بیشتر میشه تو خونه فقط دوستداری پیشت باشم و تو اشپزخونه نرم این وابستگیت یکم داره مامانی اذیت می کنه تو خونه نه من نه بابا شروین از دست شما نه اجازه دستشویی رفتن داریم و نه حموم چون باید شما هم بیای  همه کارو باید یواشکی انجام بدیم امان از اون روز که شما صدای آب و بشنوی دیگه شروع میکنی گریه و بابا گفتن اگه من نباشم میگی آبه قربونت برم ...
13 آبان 1397

اولین کوتاهی مو

امروز ۸ابان سه شنبه اومدیم خونه بابا حسن موهاتوکوتاه کنیم آخی عزیزم کلی گز ریختیم جلوت بازی کردی و بابا حسن تند تند موهاتو کوتاه کرد ای خدا قربون اون قیافه  جدید خوشگلت برم  ...
8 آبان 1397